دل نوشته های عاشق نگران
درباره وبلاگ


آبانـــــــــــــــی هستم ..... اگر دیدی یک آبانی در برابر خطای تو از غرورش گذشت مطمئن باش تو را بیشتر از آنچه در متخیله ات میگذرد دوست داره ﯾﻪ آباني ﻧﻪ ازت توضیح میخواد ، ﻧﻪ ﺩنبال دلیل میگرده ، نه دیگه کاریت داره ! ﻭﻗـﺘــﯽ ﺣـــﺮمته رابطه رو شکستی ، ﻓـﻘﻂ نگاهت میکنه ، ﺳـــﮑــﻮﺕ میکنه ﻭ ازت فاصله میگیره... همین

پيوندها
آموزش آشپزی
آموزش کیک وشیرینی
اس ام اس
جی پی اس موتور
جی پی اس مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دل نوشته های عاشق نگران و آدرس scorpio.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 110
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 112
بازدید ماه : 111
بازدید کل : 15136
تعداد مطالب : 137
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
لیندا فلیحی

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 

من اونیم که سایه ام نداشت

دلش رو توی کوچه جا گذاشت

همون که تو دلش غمارو کاشت

غیر از این سکوت چیزی برنداشت

 من اونیم که گریه می کنه

همون که بغض و ول نمی کنه

همون که هیچکی باورش نکرد

اشک و عاشق گونه می کنه...

 
سه شنبه 10 تير 1393برچسب:شعرزیبا,شعر عاشقانه,شعر مازیارفلاحی , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

ازت مچکرم دیونه ی من از این که چشم به این دنیا گشودی

از این که پا تو زندگیم گذاشتی از این که پا به پام همیشه موندی

ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم داد دستات و بگیرم

اجازه دادی با تو هم نشین شم تو جون دادی به این احساس بی رحم

ازت مچکرم دیونه ی من ، ازت مچکرم دیونه ی من

کسی جز تو ، تو قلبم جا نداشته تو پای عشق و به قلبم کشیدی

تو نیستی با بد و خوبم بسازی تو طعم سختی رو با من چشیدی

تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم

از این ناراحتم کم با تو بودم باید زود تر تو رو پیدا می کردم

از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم

کسی هم اسم تو هر جا که باشه مثل پروانه ها بی تاب میشم

ازت مچکرم دیونه ی من ، ازت مچکرم دیونه ی من

 
شنبه 31 خرداد 1393برچسب:شعرزیبا,شعر عاشقانه,شعر شمس لنگردوی, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

دلتنگی، خوشهٔ انگور سیاه است …
لگد کوب اش کن … لگد کوب اش کن
بگذار ساعتی سربسته بماند …
مست ات می کند اندوه...

 
سه شنبه 20 خرداد 1393برچسب:شعرزیبا ,شعرفریدون مشیری ,شعر عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

من دل به زیبایی به خوبی می سپارم
دینم این است

من مهربانی را ستایش می کنم
آیینم این است...

من رنج ها را با صبوری می پذیرم
من زندگی را دوست دارم

انسان و باران و چمن را می ستایم
انسان و باران و چمن را می سرایم

در این گذرگاه...
بگذار خود را گم کنم در عشق، در عشق
بگذار از این ره بگذرم با دوست، با دوست


"فريدون مشيری"

 
دو شنبه 12 خرداد 1393برچسب:شعرزیبا,شعر عاشقانه,شعر سهراب سپهری, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

خانه ای ساخته ام

پلکانش همه مهر

درب هایش احساس

شیشه اش آینه ی ادراک است

آه اما خانه ساکنش درویش است

آن تهی دست خیال

آن تهی دست رفیق

او کسی می خواهد

رغبت یکرنگی

در وجودش باشد

او کسی می خواهد

که وجودش باشد

رنج ابیات دلش را خواند

هیجان نگهش را داند

او کسی می خواهد

نی لبک زن باشد

بربط و ضرب و سه تار

همه فرمانبر دستش باشند

ماه و خورشید و فلک

همه محو نگه نرگس مستش باشند

او «تو» را می خواهد

نغمهاش شیوا کن خانه اش زیبا کن.

سهراب سپهری

 

یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

 
سه شنبه 17 دی 1392برچسب:شعر زيبا,شعر عاشقانه,شعراحمد شاملو, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

كوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد.
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.
احمد شاملو

 
چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:شعرزيبا,شعر عاشقانه ,شعر داريوش , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی


ﺑﺒﯿﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻦ ﺷﺪﯼ ﺍﻭﺝ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻦ
ﺷﺪﯼ
ﺑﺖ ﻣﻨﯽ ﺷﮑﺴﺘﻤﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ
ﺷﺪﯼ
ﺑﺒﯿﻦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻦ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪ
ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺳﺮﺍﺏ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻗﻄﺮﻩ
ﻗﻄﺮﻩ ﺁﺏ ﺷﺪ
ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯽ
ﮐﻨﻢ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﭼﻪ
ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﻣﻨﻮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﮑﺶ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻩ
ﮐﻦ
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻦ
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺘﻤﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽ
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻮﻣﻨﻢ ﺑﺒﯿﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽ
ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯽ
ﮐﻨﻢ.


 
چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:شعرزيبا,شعر عاشقانه,شعر مازيارفلاحي, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

تو سراپا احساسی، تو خود عطر یاسی
اگه تو با من باشی زندگیمو میسازی
دست تو توی دستم، عشق تو توی قلبم
من همیشه عاشقت بودم و بازم هستم

دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم و بی قرارم
خوشبختیمو با تو میخوام، با تو آرومه روزگارم

تو سراپا آرامش من پر از حرف و خواهش
داشتن این احساسو تنها با تو میخوامش
تو شبیه رویامی، تو تموم دنیامی
حس خوب بارونی که تو قلبم میمونی

 

 
یک شنبه 24 شهريور 1392برچسب:شعرزيبا ,شعر عاشقانه,شعرقيصرامين پور, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عمن از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی، نه خواب و خیالی!

من ای حس مبهم، تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما:

تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

"قیصر امین پور"

 

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 14 صفحه بعد